حقیقت کلمات...

یادم می آید زمانی کلمات همان مفهوم خودش را برایم داشت.

عزیزم ها و جان گفتن ها ،دوست و رفیق ها و حتی دلتنگی ها نیز برایم همان معنی را داشت

وقتی مرا دوست خطاب میکردند به راستی خودم را دوست او میدیدم در نظرش

اما تغییر کرد...

عزیزم ها را در هر جمله ای می یافتی بعد اسمت همیشه جان بود حتی وقتی تنفر از چشم هایش میبارید.

عزیزوعزیزم ها...

قلب هایی که فراوان فرستاده میشد و جملاتی که فراوان و بی احساس گفته میشد.

با اینهمه فکر میکنی مقصر منم که دیگر احساس کلمات را درک نمیکنم

جملات نامفهوم تر از آنی شده اند که درکشان کنم

جملات و کلمات توخالی و پوچ مرا نیز تو خالی کرده است

میخواهم بدانم حقیقتی را که از ترس کتمان میکنی

حقیقتی را که برایم شیرین تر از چیزیست که میپنداری

حقیقت احساسی را که داری

کلماتت را سنجیده به کار ببر شاید کسی مثل من حقیقت کلمات را خواست

تنها حقیقت را...


/ 3 نظر / 97 بازدید
sana2425

این عکس های زیبا رو از کجا میارید ؟بی نهایت عالی